الشيخ الأميني ( مترجم : واحدى )
124
الغدير ( فارسى )
پيامبر آوردند ، در حالىكه چشمان او به علت بيمارى نمىديد . وى درد چشم خود را با رسول خدا در ميان نهاد و رسول خدا بىدرنگ آب دهان خود را به چشمهاى او ماليد و دربارهء او دعا فرمود . از بركت دعاى آن حضرت تا هنگام شهادتش ديگر به عارضهء چشم مبتلا نگشت و خيبر به نيروى او گشوده و فتح گرديد و رسول خدا عموى خود عبّاس و جز او را از مسجد بيرون كرد . عباس به او گفت ما را از مسجد بيرون مىكنى ، در صورتى كه وابسته و قبيلهء تو هستيم و على را در مسجد باقى مىگذارى ؟ فرمود : بيرونكردن شما از مسجد و باقى گذاردن او در مسجد به ميل و ارادهء شخص من نبوده ، بلكه اين كار به امر خدا انجام يافت . « 1 » حافظ ابو نعيم به اسنادش از شعبه از حَكَم ، از ابن ابى ليلى ، از سعد بن ابى وقّاص روايت كرده كه گفت : رسول خدا دربارهء على بن ابى طالب سه موهبت و امتياز را ياد كرد كه عبارتند از : حديث رايت « 2 » ، داستان مرغ بريان و حديث غدير خم . « 3 » حافظ ابن عقده در حديث الولاية به اسنادش از سعيد بن مسيب ، از سعد « 4 » و حافظ ابو محمّد عاصمى در زين الفتى از طريق ابن عقده حديث غدير را روايت كردهاند كه عين لفظ آن در حديث تهنيت خواهد آمد . حافظ طحاوى حنفى به اسنادش از مصعب بن سعد ، از سعد ، از طريق شعبة بن حجاج اين حديث را روايت كرده و دربارهء شعبة بن حجاج گفته است : اين شخص در نقل و ضبط روايت از هرحيث مورد وثوق و اطمينان است . و گفتارش نيز حجّت است . « 5 » حموينى در فرايد السمطين به اسنادش از عايشه دختر سعد ، از پدرش حديث غدير را روايت كرده است و خطيب خوارزمى در مقتل خود و جزرى « 6 » نامبرده را در شمار راويان حديث غدير از صحابه ذكر نمودهاند .
--> ( 1 ) . المستدرك ، حاكم : 3 / 116 . ( 2 ) . با اين عبارت : فردا درفش سپاه را به مردى مىسپارم كه خدا و رسول را دوست دارد . ( 3 ) . حلية الاولياء : 4 / 356 . ( 4 ) . حافظ عاصمى و علامهء حلّى در اجازهء بزرگش آن را از او نقل كردهاند . ( 5 ) . مشكل الآثار : 2 / 309 . ( 6 ) . أسنى المطالب 3 .